چگونه به حرف نوزادمان گوش کنیم | گهوارک

چگونه به حرف نوزادمان گوش کنیم | گهوارک

0 دیدگاه 13 دی 1400 چاپ خبر بازدید: 290
بسیاری از والدین چنین می پرسند : « در حالی که می دانم گوش فرا دادن هدفمند برای کودکان سه و چهار ساله معجزه می کند، ولی نمی دانم با کودکانی که هنوز نمی توانند حرف بزنند چه باید کرد. » و یا « می دانم که باید به کودکان فرصت بیشتری بدهیم تا با یاری گرفتن از گوش فرا دادن هدفمند و توانایی های خود مشکلشان را حل کنند، اما کودکان کم سن و سال که فاقد مهارت برای حل مشکل خود هستند پس آیا پدر و مادر نباید مشکل آنها را حل کنند؟ »

 

چگونه می توان به حرف کودکانی که گفت و گو کردن با آنها هنوز زود است، گوش کرد ؟

چگونه می توان به حرف کودکانی که گفت و گو کردن با آنها هنوز زود است، گوش کرد ؟

بسیاری از والدین چنین می پرسند : « در حالی که می دانم گوش فرا دادن هدفمند برای کودکان سه و چهار ساله معجزه می کند، ولی نمی دانم با کودکانی که هنوز نمی توانند حرف بزنند چه باید کرد. » و یا « می دانم که باید به کودکان فرصت بیشتری بدهیم تا با یاری گرفتن از گوش فرا دادن هدفمند و توانایی های خود مشکلشان را حل کنند، اما کودکان کم سن و سال که فاقد مهارت برای حل مشکل خود هستند پس آیا پدر و مادر نباید مشکل آنها را حل کنند؟ »

این تصور که گوش فرا دادن هدفمند تنها برای کودکانی کاربرد دارد که می توانند حرف بزنند، بسیار اشتباه است. گوش فرا دادن هدفمند در مورد کودکان کم سن نیاز به آگاهی بیشتر درباره ارتباط غیر کلامی و نحوه واکنش موثر به پیام های غیر لفظی آنان دارد. به علاوه، والدین کودکان خردسال و نوپا غالباً بر این باور هستند که کودک برای رسیدن به بسیاری از نیازهایش به والدین خود وابسته است و کودک نوپا توانایی کمی برای حل مسائل روزمره خود دارد. این بار هم درست نیست.

 

اطفال و کودکان چگونه موجوداتی هستند ؟

اول اینکه، نیازهای اطفال همانند کودکان بزرگ تر و بزرگسالان است اطفال به همان اندازه دوست دارند به نیازهای خود دست یابند. اطفال هم گرسنه می شوند، از خیس بودن ناراحت می شوند، خسته و تشنه و درمانده و بیمار می شوند و کمک به آنان برای مقابله با این گونه مسائل برای والدین دردسرهای خاصی را به وجود می آورد.

دوم اینکه، اطفال و کودکان خردسال برای برآورده شدن نیازها و یا فراهم کردن راه حل برای مشکلاتشان به والدین خود محتاجند و منابع و امکاناتشان بسیار محدود است. بنابراین ما انتظار نداریم نوزاد با کودک نوپای گرسنه به آشپزخانه برود و از داخل یخچال یک لیوان شیر برای خود بردارد.

سوم اینکه، اطفال کوچک نمی توانند خواسته ها و مشکلات و نیازهای خود را با حرف زدن اعلام کنند. بیشتر اوقات والدین از آنچه درون ذهن فرزندشان می گذرد، بی خبرند. زیرا اطفال برای برطرف کردن نیاز عاطفی و یا مثلا نفخ شکمشان نمی توانند از کلمات استفاده کنند.

چهارم اینکه، بسیار اتفاق می افتد که کودک نمی داند چه مسئله ای او را آزار می دهد، به این علت که بیشتر نیازهای او جنبه جسمانی یا فیزیکی از قبیل گرسنگی، تشنگی، درد و غیره دارد. به علاوه، رشد نکردن مهارت های شناختی و تکلمی کودک ممکن است سبب شود که نتواند مشکل خود را درک کند. از این رو، نحوه کمک کردن به اطفال کم سن و نوپا برای برآوردن نیازهایشان متفاوت است، ولی این تفاوت به اندازه ای نیست که اکثر والدین گمان می کنند.

 

نحوه پی بردن به نیازها و مشکلات اطفال

هر چند والدين ممكن است آرزو کنند که طفلشان می توانست نیازهای خود را برطرف و مشکلش را حل کند، اما غالبا این وظیفه پدر یا مادر است که اطمینان حاصل کند نوزادش غذای کافی خورده، خيس نیست، گرم است و محبت کافی را دریافت می کند. مسئله اینجاست که والدین چگونه می توانند بفهمند که فرزندشان با چه مشکلی روبه رو است.

بسیاری از والدین از روی کتاب یعنی بر پایه مطالبی که درباره کودک و نوزاد خوانده اند عمل می کنند و شکی نیست که دکتر بنجامین اسپاک خدمت شایانی در راهنمایی پدران و مادران و دادن آگاهی های لازم درباره نیازهای کودکان و نحوه برآوردن آن انجام داده است.

اما هر پدر و مادری می داند که همه موارد در کتاب دکتر اسپاک دیده نشده است و برای موفقیت در تربیت فرزند خاص خود با نیازها و مسائل خاصی که دارد باید شناختی مختص آن کودک داشته باشد و این وظیفه را عمدتا از طریق گوش دادن و توجه دقیق به پیام های هر چند غیر لفظی نوزاد با کودک نوپای خود به انجام می رساند.

پدر یا مادر کودکان خردسال باید به پیام های غیر لفظی فرزند خود با همان دقت توجه کنند که به پیام های لفظی فرزندان بزرگ تر خود می کنند. این توجه و گوش دادن به سبب غیر لفظی بودن آن اساسا متفاوت است.

نوزادی که ساعت پنج و نیم صبح گریه می کند، قطعا با مشکلی روبه رو است. یعنی یا گرسنه است، یا دردی دارد و ناراحت است. این نوزاد نمی تواند نیازش را از راه پیام لفظی اعلام کند و مثلا بگوید : «من خیلی ناراحت و دردمند هستم.»

و پدر یا مادر هم نمی تواند بر پایه روش گوش دادن هدفمند به نوزادش بگوید : «می دانم ناراحتی و چیزی عذابت می دهد. چون نوزاد قطعا متوجه این حرف ها نمی شود. پس پدر یا مادر پیام غیر لفظی نوزادش را که همان گریه باشد دریافت می کند، ولی برای یافتن منظور کودکش باید رمز و معنی آن را بیابد از آنجایی که پیام کودک غیر لفظی است، پدر یا مادر هم باید با ابزار غیر لفظی یعنی رفتاری و عملی به رمزیابی پیام بپردازد.

پدر یا مادر ممکن است در ابتدا با فرض اینکه نوزاد سردش است پتویی روی او بیندازد. کودک هم ممکن است با ادامه دادن به گریه پاسخ دهد که پیامش درست دریافت نشده است. در مرحله بعد، پدر یا مادر ممکن است فرزندش را با این گمان که خواب بد دیده بغل کند و او را تکان دهد و کودک هم با ادامه دادن به گریه در واقع بگوید پیام من این نبود. و بالاخره، پدر یا مادر شیشه شیر را در دهان نوزاد می گذارد و پس از چند لحظه کودک آرام می شود و این آرامش نشان می دهد که پیامش به درستی دریافت شده است.

پدر و مادر خوبی بودن برای نوزاد و کودک نوپا همانند فرزندان بزرگ تر تا حد زیادی بستگی به میزان دقت تبادل پیام میان والدين و فرزندان دارد و بار این مسئولیت بر دوش والدين قرار می گیرد. چون این پدر یا مادر است که پیش از اینکه دریابد نیاز یا مشکل فرزندش چیست، باید بتواند پیام غیر لفظی او را رمزگشایی کند.

او همچنین باید با همان فرآیند، درستی رمز یافته شده را آزمایش کند. این فرآیند تبادل پیام را هم می توان گوش فرا دادن هدفمند نامید چون مکانیسم مورد استفاده در آن مشابه مکانیسمی است که برای ارتباط لفظی به کار می رود. مسلما پاسخ یک پیام غیر لفظی (گریه) واکنش غیر لفظی (شیشه شیر را در دهان طفل گذاشتن) خواهد بود.

لزوم برقراری ارتباط غیر لفظی مؤثر میان والدین و کودک در دو سال اول زندگی او روشن می سازد که تا چه اندازه و میزان لازم است والدین وقت خود را صرف کودک خود نمایند. پدر و مادر بیش از هر فرد دیگری فرزند خود را می شناسند. یعنی مهارت در رمزگشایی از پیام او را به دست می آورند و به همین جهت بیش از همه می دانند که برای برآوردن نیاز یا حل مشکل او چه باید بکنند.

همه ما شاهد ناتوانی خود در رمزگشایی از پیام فرزند دیگران بوده ایم و مثلا از دیگران پرسیده ایم که منظور فرزندشان از تکان دادن میله تختخوابش چیست. در اینجا مادر به آسانی پاسخ می دهد که فرزندش معمولا اگر خوابش بیاید، این حرکت را می کند و بچه اولش همین پیام را با بغل کردن پتویش می داد.