زبان چهارم عشق : دریافت هدایا | گهوارک

زبان چهارم عشق : دریافت هدایا | گهوارک

0 دیدگاه 26 بهمن 1400 چاپ خبر بازدید: 182
دادن و گرفتن هدیه می تواند از راه های قدرتمند ابراز عشق باشد، هم زمانی که هدیه داده می شود و هم سال های بعد. مهم ترین هدایا به نماد عشق مبدل می شوند و هدایایی که واقعاً پیام عشق را می رسانند بخشی از زبان عشق هستند.

 

زبان چهارم عشق : دریافت هدایا

زبان چهارم عشق : دریافت هدایا

وقتی ما از راشل ده ساله پرسیدیم که چرا مطمئن است والدینش دوستش دارند، او گفت " به اتاقم بیاین تا نشونتون بدم. " وقتی به اتاقش رفتیم به عروسک خرسی بزرگی اشاره کرد و گفت " اینو برام از کالیفرنیا آوردن "، و بعد عروسک پشمالو را نوازش کرد و ادامه داد " وقتی من به کلاس اول رفتم اینو برام آوردن. این میمون مسخره رو هم از سفری که به مناسبت سالگرد ازدواجشون به هاوایی کرده بودن برام آوردن. "

او همچنان دور اتاق می چرخید و به ده ها هدیه ای اشاره می کرد که والدینش طی چند سال گذشته به او داده بودند. همۀ آنها جایگاه مخصوصی داشتند و عشق پدر و مادر او را نشان می دادند.

دادن و گرفتن هدیه می تواند از راه های قدرتمند ابراز عشق باشد، هم زمانی که هدیه داده می شود و هم سال های بعد. مهم ترین هدایا به نماد عشق مبدل می شوند و هدایایی که واقعاً پیام عشق را می رسانند بخشی از زبان عشق هستند. اما برای این که والدین حقیقتاً به زبان چهارم عشق – هدایا – صحبت کنند کودک باید احساس کند که والدینش به راستی دوستش دارند و به او توجه می کنند. به این دلیل، همراه هدیه باید به سایر زبان های عشق صحبت کرد.

برای این که هدیه ای واقعاً بیانگر عشق قلبی شما باشد مخزن عاطفی کودک را باید پُر نگه داشت. یعنی والدین باید از ترکیبی از تماس فیزیکی، تعریف و تمجید، وقت گذراندن با کودک و خدمت کردن استفاده کنند تا مخزن عشق کودک پُر شود.

جولی به ما گفت که چطور زبان های عشق به او کمک کردند تا دو دخترش یعنی مالوری شش ساله و مِرِدیت هشت ساله را بهتر درک کند. " من و شوهرم اغلب به سفرهای کاری می رفتیم و دخترها پیش مادربزرگشان می ماندند. مردیت همیشه بیشتر از مالوری از هدیه گرفتن ذوق زده می شود؛ او به محض این که ما به خانه می رسیم شروع به صحبت از هدایا می کند.

وقتی ما هدایا را بیرون می آوریم او بالا و پایین می پرد و با سر و صدای فراوان آنها را باز می کند. بعد جای خاصی از اتاقش را به آن هدیه اختصاص می دهد و از ما می خواهد ببینیم که او هدیه اش را کجا گذاشته است. وقتی دوستانش به دیدنش می آیند همیشه آخرین هدیه اش را به آنها نشان می دهد. "

در مقابل، هر چند مالوری مؤدبانه از هدایای والدینش تشکر می کند، بیشتر دوست دارد ماجراهای سفر را بشنود. جولی می گوید " مالوری به طرف ما می آید و می خواهد تمام جزئیات سفر را بداند. او اول با هر کدام از ما جداگانه حرف می زند و بعد با هر دویمان، و هر چه را که به او می گوئیم با ولع گوش می دهد. از طرف دیگر، مردیت دربارۀ چیزهایی که دیده ایم و شنیده ایم زیاد سؤال نمی کند. "

وقتی یک نفر از جولی پرسید که حالا با این درکی که کسب کرده چه کار می خواهد بکند، گفت " خوب من می خواهم همچنان برای دخترها هدیه بخرم چون خودم دلم می خواهد. اما حالا وقتی می بینم مالوری به اندازۀ مردیت هیجان زده نمی شود ناراحت نمی شوم. قبلاً معمولاً ناراحت می شدم چون فکر می کردم مالوری حق شناس نیست.

اما حالا می دانم که صحبت کردن با مالوری همان معنایی را داردکه هدیه برای مردیت. هم من و هم شوهرم سعی می کنیم بعد از سفر وقت بیشتری به مالوری اختصاص بدهیم و بقیۀ سال هم بیشتر با او وقت بگذرانیم؛ و می خواهیم زبان هدایا را به مالوری هم بیاموزیم؛ همان طور که امیدوارم زبان وقت گذاشتن برای یکدیگر را به مردیت بیاموزیم. "