نخبگان غیرایرانی در ایران؛ روایت محسن رنانی از حقوق و چالش‌های مهاجران نخبه
تاریخ انتشار این مطلب : 1398/09/17 ساعت 00:00:00

نخبگان غیرایرانی در ایران؛ روایت محسن رنانی از حقوق و چالش‌های مهاجران نخبه

خلاصه مطلب
محسن رنانی در یادداشت «نخبگان غیرایرانی را دریابیم» به روایت زندگی احمدشاه فرهت و نجیب مایل هروی و چالش‌های حقوقی و اجتماعی نخبگان مهاجر در ایران می‌پردازد.

دکتر فرهت نخبه غیر ایرانی

 

چرا باید نخبگان غیرایرانی را دریابیم؟

سرمایه انسانی یکی از پایه‌های اصلی توسعه علمی، فرهنگی و اقتصادی هر جامعه است. متخصصان، پژوهشگران، استادان دانشگاه و چهره‌های فرهنگی می‌توانند با دانش و تجربه خود به رشد جامعه میزبان کمک کنند؛ اما بهره‌گیری از توانایی‌های آنان به وجود فرصت‌های شغلی، حمایت‌های اجتماعی و برخورداری از حقوق روشن و منصفانه وابسته است.

محسن رنانی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، در یادداشت «نخبگان غیرایرانی را دریابیم» به تجربه زندگی دو چهره افغان در ایران می‌پردازد: دکتر احمدشاه فرهت، متخصص نوزادان، و استاد نجیب مایل هروی، پژوهشگر و مصحح متون کهن فارسی. روایت او پرسش‌هایی درباره نحوه برخورد با نخبگان مهاجر، موانع حقوقی تابعیت و اقامت، حمایت اجتماعی و حفظ سرمایه‌های علمی و فرهنگی مطرح می‌کند.

این یادداشت، علاوه بر شرح زندگی این دو شخصیت، نقدی بر سیاست‌ها و رویه‌هایی است که از نگاه نویسنده می‌توانند به بی‌اعتمادی و از دست رفتن ظرفیت‌های انسانی منجر شوند.

دکتر احمدشاه فرهت؛ متخصصی با سال‌ها خدمت در ایران

یکی از روایت‌های اصلی مقاله به دکتر احمدشاه فرهت اختصاص دارد؛ پزشکی که به نوشته محسن رنانی، سال‌های زیادی از عمر حرفه‌ای خود را در ایران سپری کرده و در زمینه سلامت نوزادان، درمان بیماران و آموزش پزشکان فعالیت داشته است.

رنانی در این یادداشت به فعالیت‌های علمی فرهت، از جمله تألیف کتاب، انتشار مقاله و مشارکت در برنامه‌های علمی اشاره می‌کند. او معتقد است موانع مرتبط با تابعیت و مقررات اداری، امکان پیشرفت دانشگاهی و برخورداری این پزشک از برخی حقوق حرفه‌ای و شهروندی را محدود کرده‌اند.

از نگاه نویسنده، مسئله فقط وضعیت یک پزشک نیست؛ بلکه پرسشی گسترده‌تر درباره رابطه میان شایستگی، سابقه خدمت و فرصت‌های پیشرفت در نظام علمی کشور است.

تأثیر محدودیت‌ها بر نسل بعد

بخش دیگری از روایت به تجربه فرزند دکتر فرهت، ادریس، می‌پردازد. طبق شرح نویسنده، محدودیت‌های آموزشی و شغلی که خانواده با آن مواجه شده بود، در تصمیم ادریس برای ساختن آینده‌ای خارج از ایران نقش داشت.

این بخش از یادداشت بر یک مسئله مهم تأکید می‌کند: سیاست‌های مرتبط با مهاجران فقط بر فردی که مستقیماً با محدودیت روبه‌رو است اثر نمی‌گذارند؛ بلکه ممکن است بر تصمیم‌های تحصیلی و حرفه‌ای فرزندان او نیز تأثیر بگذارند.

از منظر سیاست‌گذاری، فراهم کردن مسیرهای روشن و منصفانه برای تحصیل، اشتغال و پیشرفت حرفه‌ای می‌تواند به تقویت اعتماد و استفاده بهتر از ظرفیت‌های انسانی کمک کند.

استاد نجیب مایل هروی؛ پنج دهه پژوهش در زبان و ادبیات فارسی

دومین روایت مقاله درباره استاد نجیب مایل هروی، پژوهشگر افغانستانی حوزه زبان و ادبیات فارسی و متخصص تصحیح متون کهن است.

رنانی در یادداشت خود، زندگی علمی مایل هروی را با تمرکز بر عشق او به زبان فارسی، پژوهش درباره متون تاریخی و عرفانی و تلاش برای حفظ میراث مکتوب شرح می‌دهد. به روایت نویسنده، مایل هروی بخش بزرگی از زندگی حرفه‌ای خود را در ایران گذرانده و آثار متعددی در زمینه نسخه‌شناسی، تاریخ، ادبیات و عرفان پدید آورده است.

در متن، به تألیف و تصحیح کتاب‌ها، نگارش مقاله‌ها و دریافت تقدیرهای فرهنگی نیز اشاره شده است. نویسنده این فعالیت‌ها را نمونه‌ای از سهم یک پژوهشگر مهاجر در حفظ و گسترش میراث مشترک زبان فارسی می‌داند.

دشواری‌های معیشتی و نبود حمایت پایدار

بخش مهمی از یادداشت به مشکلات معیشتی و درمانی استاد مایل هروی اختصاص دارد. بر اساس روایت رنانی، این پژوهشگر با وجود سال‌ها فعالیت فرهنگی، در دوره سالمندی با مشکلاتی در زمینه مسکن، هزینه‌های درمان و تأمین زندگی روبه‌رو بوده است.

نویسنده همچنین از دشواری‌های مرتبط با سوابق بیمه و بازنشستگی سخن می‌گوید و معتقد است نبود سازوکارهای حمایتی متناسب با وضعیت این پژوهشگر، بخشی از دستاوردهای چند دهه فعالیت او را تحت‌تأثیر قرار داده است.

این روایت، مسئله حمایت از پژوهشگران را از محدوده تقدیرهای رسمی فراتر می‌برد. بزرگداشت یک چهره علمی زمانی اثرگذارتر خواهد بود که با اقدام‌های عملی برای حفظ امنیت معیشتی، دسترسی به خدمات درمانی و امکان ادامه فعالیت فرهنگی همراه شود.

سرمایه فرهنگی مشترک و مسئولیت جامعه میزبان

یکی از ایده‌های محوری یادداشت این است که زبان و فرهنگ فارسی محدود به مرزهای سیاسی امروز نیست. پژوهشگران و ادیبانی که در کشورهای مختلف فارسی‌زبان فعالیت می‌کنند، در حفظ و انتقال میراثی مشترک نقش دارند.

از این منظر، حمایت از پژوهشگران مهاجر فقط اقدامی فردی یا خیریه‌ای نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از سیاست حفظ سرمایه فرهنگی باشد. آثار علمی، نسخه‌های خطی، تصحیح متون و پژوهش‌های تاریخی، منابعی هستند که ارزش آن‌ها به مرزهای جغرافیایی محدود نمی‌شود.

همچنین، برخورد منصفانه با متخصصان مهاجر می‌تواند بر اعتبار نهادهای علمی و فرهنگی و اعتماد افرادی اثر بگذارد که قصد دارند در یک کشور به تحصیل، پژوهش یا فعالیت حرفه‌ای بپردازند.

تابعیت، اقامت و حقوق حرفه‌ای نخبگان مهاجر

در بخش دیگری از مقاله، رنانی به تفاوت میان سال‌ها اقامت و خدمت در یک کشور از یک سو و برخورداری از حقوق شهروندی و حرفه‌ای از سوی دیگر می‌پردازد.

نویسنده با استناد به تجربه‌هایی که در متن شرح داده، از دشواری‌های مربوط به تمدید اقامت، ارتقای دانشگاهی، بیمه و بازنشستگی انتقاد می‌کند. این موارد در یادداشت او به‌عنوان نمونه‌هایی از موانع ساختاری معرفی می‌شوند که ممکن است زندگی حرفه‌ای و شخصی مهاجران را تحت فشار قرار دهند.

البته برای ارزیابی وضعیت حقوقی هر فرد، باید مقررات مربوط به تابعیت، نوع اقامت، استخدام دانشگاهی و تأمین اجتماعی در زمان وقوع رویدادها به‌طور مستقل بررسی شوند. روایت شخصی و انتقادی نویسنده به‌تنهایی جایگزین بررسی حقوقی پرونده‌ها یا قوانین جاری نیست.

با این حال، پرسش کلی مطرح‌شده در مقاله همچنان اهمیت دارد: چگونه می‌توان مقرراتی شفاف و منصفانه طراحی کرد که هم الزامات قانونی را رعایت کنند و هم امکان مشارکت علمی و فرهنگی افراد توانمند را افزایش دهند؟

 

دکتر فرهت

 

پیامدهای بی‌توجهی به سرمایه انسانی

از نگاه رنانی، نادیده گرفتن توانایی‌ها و نیازهای نخبگان مهاجر می‌تواند پیامدهایی فراتر از زندگی فردی آنان داشته باشد. این پیامدها را می‌توان در چند محور بررسی کرد.

۱. کاهش انگیزه برای ماندن و همکاری

وقتی افراد با وجود سال‌ها فعالیت، چشم‌انداز روشنی برای پیشرفت حرفه‌ای یا تأمین آینده خود نمی‌بینند، ممکن است ادامه همکاری با نهادهای میزبان برایشان دشوار شود. چنین وضعیتی می‌تواند فرصت بهره‌گیری از تجربه و دانش آنان را کاهش دهد.

۲. تضعیف اعتماد به نهادها

اعتماد به نهادهای علمی و اداری، تا حد زیادی به پیش‌بینی‌پذیری تصمیم‌ها و اجرای منصفانه مقررات وابسته است. تجربه‌های منفی، به‌ویژه زمانی که طولانی‌مدت باشند، می‌توانند بر برداشت افراد از اعتبار وعده‌ها و سازوکارهای رسمی اثر بگذارند.

۳. از دست رفتن فرصت‌های علمی و فرهنگی

حضور متخصصان و پژوهشگران می‌تواند زمینه انتقال تجربه، تربیت نیروی انسانی، همکاری‌های علمی و حفظ میراث فرهنگی را فراهم کند. محدود شدن امکان فعالیت آنان ممکن است بخشی از این فرصت‌ها را از بین ببرد.

۴. اثرگذاری بر تصمیم‌های نسل بعد

تجربه والدین در زمینه تحصیل، اشتغال و برخورداری از حقوق می‌تواند در تصمیم‌های فرزندانشان درباره آینده تحصیلی و حرفه‌ای نقش داشته باشد. به همین دلیل، پیامدهای سیاست‌های مهاجرتی و آموزشی ممکن است به یک نسل محدود نماند.

پیشنهادهای محسن رنانی برای حمایت از نخبگان غیرایرانی

در پایان یادداشت، نویسنده مجموعه‌ای از پیشنهادها را برای رسیدگی به وضعیت دکتر فرهت و استاد مایل هروی و اصلاح رویه‌های مرتبط مطرح می‌کند. مهم‌ترین محورهای این پیشنهادها عبارت‌اند از:

  • بررسی سوابق کاری و بیمه‌ای استاد مایل هروی و پیگیری راهکارهای قانونی برای تأمین حقوق بازنشستگی او.

  • بررسی امکان اعطای تابعیت به این دو شخصیت از مسیرهای قانونی مربوط.

  • بازنگری در مقررات و رویه‌های مرتبط با اقامت و تابعیت اتباع خارجی.

  • بررسی شرایط استخدام و ارتقای دانشگاهی استادان غیرایرانی.

  • فراهم کردن حمایت پایدار برای مسکن، درمان و نگهداری مجموعه ارزشمند کتاب‌های استاد مایل هروی.

  • جلب مشارکت نهادهای فرهنگی، شهرداری، خیران و سازمان‌های مرتبط برای کمک به حل مشکلات معیشتی و حرفه‌ای این پژوهشگر.

  • پیگیری مسئولانه مشکلات از سوی نهادهای ایرانی و افغانستانی و پرهیز از محدود کردن حمایت‌ها به دیدارها و تقدیرهای نمادین.

این پیشنهادها در متن به‌عنوان راه‌هایی برای جبران مشکلات مطرح‌شده و کاهش احتمال تکرار تجربه‌های مشابه ارائه شده‌اند. امکان اجرای هر پیشنهاد باید با توجه به قوانین، اختیارات نهادهای مسئول و شرایط هر پرونده بررسی شود.

پرسش‌های متداول

محسن رنانی در یادداشت «نخبگان غیرایرانی را دریابیم» به چه موضوعی می‌پردازد؟

این یادداشت درباره وضعیت دو چهره افغانستانی، دکتر احمدشاه فرهت و استاد نجیب مایل هروی، و مشکلاتی است که نویسنده در زمینه تابعیت، اقامت، پیشرفت حرفه‌ای و حمایت اجتماعی آنان مطرح می‌کند.

دکتر احمدشاه فرهت چه نقشی در جامعه علمی ایران داشته است؟

طبق روایت رنانی، فرهت سال‌های زیادی در حوزه پزشکی نوزادان، درمان بیماران و آموزش پزشکان فعالیت کرده است. جزئیات سوابق علمی و حرفه‌ای او باید از منابع دانشگاهی و پزشکی معتبر نیز بررسی شوند.

استاد نجیب مایل هروی به چه دلیل در این یادداشت مطرح شده است؟

مایل هروی پژوهشگر و مصحح متون کهن فارسی است. نویسنده از فعالیت‌های علمی و فرهنگی او و مشکلات معیشتی و حمایتی‌ای می‌گوید که به روایت متن در دوران سالمندی با آن‌ها مواجه شده است.

حمایت از نخبگان مهاجر چه اهمیتی دارد؟

حمایت پایدار از متخصصان و پژوهشگران مهاجر می‌تواند به حفظ سرمایه انسانی، توسعه همکاری‌های علمی، انتقال تجربه و تقویت میراث فرهنگی مشترک کمک کند. تحقق این اهداف به سیاست‌های روشن و اجرای منصفانه مقررات وابسته است.

آیا مطالب حقوقی این یادداشت بیانگر قوانین جاری ایران هستند؟

نه لزوماً. این متن یک یادداشت انتقادی است که در آن تجربه‌ها و برداشت‌های نویسنده بیان شده‌اند. برای اطلاع از قوانین جاری تابعیت، اقامت، استخدام و بازنشستگی باید به متن رسمی قوانین و مقررات مربوط مراجعه کرد.

جمع‌بندی

یادداشت «نخبگان غیرایرانی را دریابیم» از دریچه زندگی دکتر احمدشاه فرهت و استاد نجیب مایل هروی، مسئله‌ای گسترده‌تر را مطرح می‌کند: رابطه میان شایستگی، خدمت حرفه‌ای، حقوق اجتماعی و امکان مشارکت در جامعه میزبان.

اهمیت این روایت فقط در شرح دشواری‌های دو شخصیت نیست؛ بلکه در پرسش‌هایی است که درباره سیاست‌گذاری، اعتماد اجتماعی و حفظ سرمایه انسانی پیش می‌کشد. توجه به این مسائل می‌تواند زمینه‌ای برای گفت‌وگوی دقیق‌تر درباره اصلاح رویه‌ها، حمایت از پژوهشگران و استفاده بهتر از ظرفیت‌های علمی و فرهنگی فراهم کند.

 

منابع و مراجع

دیپلماسی ایرانی – نخبگان غیرایرانی را دریابیم

تارنمای محسن رنانی – آیین وفا و مهربانی؛ گزارشی از پیگیری مشکلات استاد نجیب مایل هروی

تارنمای محسن رنانی – آسیب‌شناسی نخبگی در ایران

 

تاریخ آخرین بررسی و به‌روزرسانی محتوا: ۱۸ مهر ۱۴۰۵ (۱۰ اکتبر ۲۰۲۶)

لینک کوتاه مطلب : https://gahvarak.com/link/blog/124
این مطلب را به اشتراک بگذارید :
نظرات کاربران

نظری برای این مقاله ثبت نشده است ! نظر خود را ثبت کنید