پناهگاه یکی مونده به آخر
تاریخ انتشار این مطلب : 1398/09/26 ساعت 00:00:00

پناهگاه یکی مونده به آخر

خلاصه مطلب
در شهر مشهد، خانواده‌های زیادی هستند که با بیماری فرزند یا نوزادشان دست‌وپنجه نرم می‌کنند. خانواده‌هایی که گاهی پس از مراجعه به پزشکان مختلف و عبور از مسیرهای دشوار درمان ناامید از درمان دنبال آخرین امید می‌گردند.

دکتر احمدشاه فرهت

 

پرده اول

در شهر مشهد، خانواده‌های زیادی هستند که با بیماری فرزند یا نوزادشان دست‌وپنجه نرم می‌کنند. خانواده‌هایی که گاهی پس از مراجعه به پزشکان مختلف و عبور از مسیرهای دشوار درمان، وقتی دیگر امید چندانی به پیدا کردن راه چاره برایشان باقی نمانده، آخرین ملجأ و پناهگاهشان حرم امام رضاست؛ چه از سر اعتقاد و ایمان، چه حتی برای آن‌هایی که شاید اعتقاد چندانی نداشته باشند.

اما پیش از رسیدن به آخرین پناهگاه، یعنی حرم، انگار پناهگاهی یکی‌مانده‌به‌آخر هم وجود دارد؛ پزشکی فوق‌تخصص اطفال و نوزادان که نامش برای بسیاری از خانواده‌ها آشناست و شهرتی کم‌نظیر دارد. شهرتی که کافی است سری به مطبش بزنید تا با بیمارانی روبه‌رو شوید که از گوشه‌وکنار ایران، و حتی از خارج از کشور، خودشان را به او رسانده‌اند.

دکتر احمدشاه فرهت

حدود ۱۵ سال پیش بود که گذرم به مطب ایشان افتاد. بیماری فرزندم ما را در مسیری قرار داده بود که برای پیدا کردن راه درمان، بین سه پزشک در رفت‌وآمد بودیم: یک استادیار و یک استادتمام رشته اطفال، به‌همراه یک فوق‌تخصص قلب اطفال.

در همان روزها، یکی از پزشکان آشنا رو به من کرد و جمله‌ای گفت که هنوز در خاطرم مانده است:

«حرف آخر در حوزه تخصص اطفال رو دکتر فرهت می‌زنه؛ بچه رو ببر پیشش.»

از شلوغی نفس‌گیر مطب و ماجرای دشوار گرفتن وقت می‌گذرم؛ اما برخورد دکتر فرهت، از چند جهت، برایم ماندگار شد.

اول؛ مهارت در تشخیص


چیزی که بیش از همه توجهم را جلب کرد، سرعت و دقت او در تشخیص بود. در حدود سه دقیقه، به تشخیصی رسید که آن سه پزشک قبلی، پس از چند روز بررسی و گفت‌وگو، در نهایت بر سر آن به توافق رسیده بودند. همین اتفاق، اولین چیزی بود که مرا به توانایی حرفه‌ای او متوجه کرد.

دوم؛ شخصیت و منش


دکتر فرهت در کنار مهارت پزشکی، شوخ‌طبع و مهربان بود؛ اما چیزی که بیش از همه در ذهنم ماند، خاکی‌بودن و تواضع منحصربه‌فردش بود. تواضعی که شاید از کسی با چنین جایگاه علمی کمتر انتظار داشته باشیم؛ یا بهتر است بگویم، برخورداری از این اندازه دانش و در عین حال این‌همه فروتنی، ویژگی هر کسی نیست.

سوم؛ لهجه‌ای که کنجکاوم کرد


لهجه خاص دکتر هم برایم جالب بود. کنجکاو شده بودم بدانم اهل کجاست و همین کنجکاوی باعث شد بفهمم که دکتر فرهت اصالتاً افغانستانی است؛ نکته‌ای که آن روز برایم جالب و به‌یادماندنی شد.

حالا، حدود ۱۵ سال از آن روزها گذشته است. بااین‌حال، هنوز هم از این‌طرف و آن‌طرف می‌شنوم که دکتر فرهت همچنان در حوزه تشخیص و درمان بیماری‌های اطفال از پزشکان شناخته‌شده و مورد اعتماد بسیاری از خانواده‌هاست. حتی یکی از دوستانم می‌گفت که گویا او را در یک برنامه تلویزیونی هم دیده است.

شاید برای شناختن یک پزشک، تنها مرور مدرک‌ها و عنوان‌های علمی کافی نباشد. گاهی یک خاطره شخصی، چند دقیقه حضور در مطب و تجربه‌ای که سال‌ها در ذهن آدم باقی می‌ماند، تصویر روشن‌تری از او می‌سازد.

این، روایت من از نخستین دیدار با دکتر احمدشاه فرهت بود؛ روایتی از پزشکی که نامش را نخست از زبان یک پزشک دیگر شنیدم، اما تصویری که از او در ذهنم ماند، حاصل تجربه شخصی خودم بود.

 

تاریخ آخرین بررسی و به‌روزرسانی علمی: ۲۲ مهر ۱۴۰۵ (۱۴ اکتبر ۲۰۲۶)

لینک کوتاه مطلب : https://gahvarak.com/link/blog/152
این مطلب را به اشتراک بگذارید :
نظرات کاربران

نظری برای این مقاله ثبت نشده است ! نظر خود را ثبت کنید