تکنولوژی بخش مهمی از زندگی امروز است و کودکان نیز از سنین پایین با تلویزیون، تلفن همراه، تبلت، رایانه، بازیهای ویدیویی و سایر رسانههای دیجیتال روبهرو میشوند. استفاده از این ابزارها همیشه منفی نیست؛ بعضی محتوای آموزشی یا فعالیتهای دیجیتال میتوانند برای یادگیری، سرگرمی و ارتباط با دیگران مفید باشند.
با این حال، تاثیر تکنولوژی بر کودکان به عوامل مختلفی مانند سن کودک، نوع محتوا، مدت و زمان استفاده، استفاده همراه با والدین و فعالیتهایی که به دلیل استفاده از صفحه نمایش کنار گذاشته میشوند بستگی دارد. انجمن متخصصان اطفال آمریکا در راهنمای بهروز خود نیز تأکید میکند که استفاده از رسانههای دیجیتال را نباید فقط بر اساس تعداد ساعتهای روزانه ارزیابی کرد؛ بلکه باید کیفیت استفاده، شرایط کودک و تأثیر آن بر خواب، فعالیت بدنی، یادگیری و روابط خانوادگی نیز در نظر گرفته شود.
سالهای ابتدایی زندگی دورهای مهم برای رشد زبان، مهارتهای حرکتی، ارتباط اجتماعی و یادگیری است. کودک در این سالها از طریق بازی، لمس کردن، حرکت، مشاهده محیط واقعی و تعامل مستقیم با والدین و مراقبان چیزهای زیادی یاد میگیرد.
صفحه نمایش میتواند بخشی از این تجربه باشد، اما نباید جای تعامل مستقیم با انسانها و تجربههای واقعی را بگیرد. برای مثال، یک کودک خردسال ممکن است یک کلمه را از یک ویدئو بشنود، اما یادگیری آن در تعامل واقعی با والد و محیط اطراف معمولاً با فرصتهای بیشتری برای پاسخ دادن، سؤال کردن و استفاده از کلمه همراه است.
AAP نیز اشاره میکند که کودکان زیر ۱۸ ماه در انتقال اطلاعات از صفحه نمایش به دنیای واقعی محدودیت بیشتری دارند و یادگیری آنها از رسانه در این سن بهشدت به همراهی و پاسخگویی بزرگسال وابسته است.
بنابراین، مسئله اصلی این نیست که کودک بهطور کامل از تکنولوژی دور باشد؛ بلکه باید مشخص شود تکنولوژی چه نقشی در برنامه روزانه کودک دارد و چه چیزی را جایگزین میکند.
یکی از مهمترین نگرانیهای والدین، ارتباط میان استفاده زیاد از صفحه نمایش و رشد زبان کودک است.
مطالعات مختلف نشان دادهاند که مدت زمان بیشتر استفاده از صفحه نمایش در کودکان با مهارتهای زبانی ضعیفتر ارتباط دارد. یک فراتحلیل بزرگ شامل ۴۲ مطالعه و بیش از ۱۸ هزار کودک نشان داد که زمان بیشتر صفحه نمایش و تلویزیون روشن در پسزمینه با مهارتهای زبانی پایینتر ارتباط دارند؛ در مقابل، استفاده از محتوای آموزشی مناسب و تماشای مشترک با والدین با مهارتهای زبانی بهتر ارتباط داشته است.
این یافتهها به معنی آن نیست که «تلویزیون یا موبایل مستقیماً باعث تأخیر گفتار میشود». بسیاری از این پژوهشها مشاهدهای هستند و نمیتوانند علت و معلول را بهطور قطعی ثابت کنند.
برای مثال، ممکن است کودکی که از ابتدا مشکلات زبانی دارد، بیشتر به صفحه نمایش داده شود تا آرام شود. در این حالت، مشکل زبان میتواند یکی از دلایل استفاده بیشتر از صفحه باشد، نه اینکه فقط نتیجه آن باشد.
یک مطالعه بزرگ در دانمارک روی بیش از ۳۱ هزار کودک ۲ و ۳ ساله نیز نشان داد استفاده یک ساعت یا بیشتر از دستگاههای همراه با مشکلات بیشتر در مهارتهای درک زبان و بیان همراه بود. با این حال، این مطالعه نیز ارتباط را نشان میدهد و بهتنهایی اثباتکننده علت مستقیم نیست.
کودک برای یادگیری زبان فقط به شنیدن صداها نیاز ندارد. او باید فرصت داشته باشد:
وقتی بخش زیادی از زمان روزانه کودک صرف صفحه نمایش میشود، ممکن است زمان کمتری برای این تعاملات باقی بماند. به همین دلیل، یکی از نگرانیهای اصلی درباره تکنولوژی، کاهش فرصت تعامل واقعی است.
نمیتوان گفت استفاده از تکنولوژی بهطور کلی باعث کاهش هوش کودکان میشود. تکنولوژی یک ابزار است و تأثیر آن به نحوه استفاده از آن بستگی دارد.
محتوای آموزشی متناسب با سن، بازیهای هدفمند و استفاده همراه با والدین میتوانند تجربه یادگیری مثبتی ایجاد کنند. در مقابل، استفاده طولانی از محتوای نامناسب، تماشای منفعلانه و استفادهای که جای خواب، بازی یا تعامل اجتماعی را میگیرد میتواند با پیامدهای نامطلوب همراه باشد.
مرورهای علمی جدید نیز نشان دادهاند که ارتباط میان رسانههای دیجیتال و رشد شناختی پیچیده است و عواملی مانند کیفیت محتوا، استفاده مشترک والد و کودک و نوع فعالیت دیجیتال اهمیت دارند.
بنابراین، جملههایی مانند «تکنولوژی هوش کودکان را از بین میبرد» یا «هرچه صفحه نمایش بیشتر باشد، مغز کودک حتماً آسیب میبیند» از نظر علمی بیش از حد قطعی هستند.
یکی از مطالعاتی که درباره تأثیر تلویزیون بر مغز کودکان بسیار مورد توجه قرار گرفت، پژوهشی از دانشگاه توهوکو ژاپن بود.
در این تحقیق، ارتباط میان مدت تماشای تلویزیون و برخی شاخصهای ساختار مغز در کودکان و نوجوانان بررسی شد. پژوهشگران در گروهی شامل ۲۷۶ کودک و نوجوان در تحلیلهای مقطعی، ارتباط میان زمان بیشتر تماشای تلویزیون و حجم بیشتر ماده خاکستری در بعضی نواحی مغز را گزارش کردند و همچنین ارتباطهایی با عملکرد کلامی مشاهده شد. [۵]
اما تفسیر این مطالعه اهمیت زیادی دارد. این یافته به معنی اثبات این نیست که تلویزیون مغز کودک را تخریب میکند. تغییر حجم ماده خاکستری بهتنهایی به معنی آسیب نیست و مطالعه نیز نشاندهنده یک رابطه پیچیده میان رفتار و ویژگیهای مغزی بود.
بنابراین بهتر است این تحقیق بهعنوان یک یافته پژوهشی در نظر گرفته شود، نه بهعنوان اثبات اینکه تلویزیون باعث آسیب قطعی و برگشتناپذیر مغز کودکان میشود.
تشبیه استفاده از گوشی، تلویزیون یا بازی ویدیویی به مصرف مواد مخدر، از نظر علمی صحیح نیست.
استفاده از فعالیتهای لذتبخش میتواند با سیستمهای پاداش مغز ارتباط داشته باشد، اما این موضوع به معنی آن نیست که استفاده از صفحه نمایش از نظر اثر بر مغز معادل مصرف مواد مخدر است.
دوپامین نیز یک ناقل عصبی است، نه «هورمون احساس خوب» به شکلی که در بعضی متنهای عامهپسند گفته میشود. نقش دوپامین در انگیزه، یادگیری، پاداش و رفتار بسیار پیچیدهتر از این توضیح ساده است.
البته بعضی کودکان ممکن است در جدا شدن از بازی یا صفحه نمایش مشکل داشته باشند، بهخصوص زمانی که طراحی بعضی پلتفرمها برای افزایش ماندن کاربر در برنامه ساخته شده باشد. AAP در راهنمای ۲۰۲۶ خود نیز درباره طراحیهای مبتنی بر افزایش تعامل و دشواری بعضی کودکان در کنار گذاشتن صفحه نمایش هشدار داده است.
این مسئله را بهتر است با اصطلاح استفاده مشکلزا از رسانه توصیف کرد، نه اینکه آن را معادل اعتیاد به مواد مخدر دانست.
یکی از اثراتی که درباره استفاده زیاد از رسانههای دیجیتال شواهد بیشتری برای آن وجود دارد، ارتباط با خواب نامناسب است.
تماشای صفحه نمایش، بهخصوص در ساعات نزدیک خواب، میتواند با دیرتر خوابیدن، کوتاهتر شدن مدت خواب یا کیفیت پایینتر خواب همراه باشد. این مسئله ممکن است به دلیل نور صفحه، محتوای تحریککننده، هیجان بازی یا صرف زمانی باشد که میتوانست به خواب اختصاص پیدا کند.
یک فراتحلیل جدید از مطالعات کوهورت با بیش از ۵۴۸ هزار شرکتکننده نشان داد هر ساعت افزایش در زمان روزانه صفحه نمایش با کاهش تقریبی ۳ تا ۵ دقیقه در مجموع مدت خواب همراه بوده و احتمال خواب کوتاهتر نیز افزایش داشته است.
البته اثر رسانه بر خواب در همه کودکان یکسان نیست و زمان استفاده، نوع دستگاه و زمان روز اهمیت دارند.
بهتر است صفحه نمایش وارد روتین خواب کودک نشود. در صورت امکان، اتاق خواب کودک به فضای بدون تلویزیون، تلفن همراه و سایر دستگاههای صفحهدار تبدیل شود.
همچنین بهتر است پیش از خواب فعالیتهای آرامی مانند کتاب خواندن، گفتوگو، حمام یا بازی آرام جایگزین استفاده از موبایل و تبلت شوند.
استفاده زیاد یا نامناسب از صفحه نمایش میتواند با مشکلات رفتاری همراه باشد، اما در اینجا نیز باید از نتیجهگیری ساده پرهیز کرد.
برای مثال، کودکی که خواب کافی ندارد ممکن است در طول روز تحریکپذیرتر یا کمحوصلهتر باشد. اگر استفاده از صفحه نمایش باعث کاهش خواب، فعالیت بدنی یا تعامل خانوادگی شود، تغییرات رفتاری ممکن است تا حدی از همین مسیر ایجاد شوند.
از سوی دیگر، کودکانی که مشکلات توجه، اضطراب یا دشواری در تنظیم هیجان دارند ممکن است بیشتر به صفحه نمایش پناه ببرند. بنابراین رابطه میان رسانه و رفتار میتواند دوطرفه باشد.
در راهنمای جدید AAP نیز تأکید شده است که در برخی کودکان، استفاده از رسانه بهعنوان تنها روش آرام کردن کودک میتواند با شکلگیری عادتهای مشکلزا و ضعف در یادگیری سایر روشهای تنظیم هیجان همراه باشد.
نمیتوان گفت موبایل یا تلویزیون بهطور مستقیم باعث ADHD یا بیشفعالی میشوند.
اختلال نقص توجه و بیشفعالی یک اختلال عصبرشدی پیچیده است و عوامل ژنتیکی و محیطی متعددی در آن نقش دارند. برخی مطالعات میان استفاده بیشتر از رسانه و علائم توجه ارتباط پیدا کردهاند، اما این ارتباط بهمعنی این نیست که صفحه نمایش علت مستقیم ADHD است.
اگر کودک بیتوجهی، تکانشگری یا بیشفعالی قابلتوجه دارد، بهتر است بهجای نسبت دادن همه علائم به گوشی یا تلویزیون، وضعیت او توسط متخصص بررسی شود.
کودک برای رشد مهارتهای اجتماعی به تجربههای واقعی نیاز دارد؛ مانند بازی با همسالان، گفتوگو با والدین، حل اختلاف، همکاری و مشاهده واکنشهای عاطفی دیگران.
اگر صفحه نمایش بخش زیادی از زمان آزاد کودک را اشغال کند، فرصت او برای این تجربهها ممکن است کمتر شود.
البته تکنولوژی میتواند اثر اجتماعی مثبت هم داشته باشد. برای نمونه، تماس تصویری با اعضای خانواده که دور از کودک زندگی میکنند میتواند به حفظ ارتباط عاطفی کمک کند. بنابراین بهتر است رسانه را بر اساس نوع استفاده و هدف آن ارزیابی کنیم.
فقط استفاده خود کودک از تکنولوژی اهمیت ندارد؛ نحوه استفاده والدین نیز مهم است.
وقتی والد در هنگام غذا، بازی، صحبت کردن یا فعالیت خانوادگی مرتب تلفن همراه خود را بررسی میکند، ممکن است بخشی از توجه خود را از کودک دور کند. پژوهشهای جدید درباره این پدیده که گاهی «حواسپرتی ناشی از تکنولوژی والدین» یا technoference نامیده میشود، نشان میدهند استفاده مکرر والدین از تکنولوژی در حضور کودک میتواند با برخی پیامدهای نامطلوب در رشد و تعامل کودک ارتباط داشته باشد. [۷]
به همین دلیل، مدیریت رسانه در خانه بهتر است فقط برای کودک نباشد؛ والدین نیز باید الگوی مناسبی برای استفاده از تلفن همراه باشند.
یک عدد ثابت برای تمام کودکان و تمام انواع رسانه مناسب نیست و AAP در راهنمای جدید خود بر توجه به کیفیت، شرایط و اثر استفاده از رسانه بر سایر فعالیتهای مهم تأکید کرده است.
برای کودکان زیر ۵ سال توصیههای مشخصی درباره فعالیت کمتحرک مبتنی بر صفحه نمایش دارد:
برای نوزادان زیر یک سال، استفاده از صفحه نمایش توصیه نمیشود. در این سن، بازی روی زمین، حرکت، تعامل چهرهبهچهره و خواب کافی اهمیت بیشتری دارند.
WHO برای کودکان یکساله نیز زمان نشستن و تماشای صفحه نمایش را توصیه نمیکند.
برای کودکان ۲ ساله، زمان نشستن مقابل صفحه نمایش بهتر است بیشتر از یک ساعت در روز نباشد و کمتر بودن آن بهتر است.
پژوهشگران برای کودکان ۳ و ۴ ساله نیز حداکثر یک ساعت صفحه نمایش کمتحرک در روز را توصیه میکنند و تأکید دارند که زمان کمتر بهتر است.
برای کودکان بزرگتر، برنامه استفاده از رسانه باید متناسب با سن، نیازهای آموزشی، خواب، فعالیت بدنی و شرایط خانواده تنظیم شود.
همه محتوای دیجیتال ارزش یکسانی ندارد.
محتوای مناسب برای کودک بهتر است متناسب با سن، هدفمند، قابلفهم و عاری از خشونت یا محتوای نامناسب باشد. برای کودکان کمسن، حضور والد یا مراقب در کنار کودک میتواند به درک بهتر محتوا کمک کند.
استفاده مشترک از رسانه و گفتوگو درباره محتوای دیدهشده میتواند کیفیت تجربه رسانهای را بهتر کند.
برای مثال، بعد از دیدن یک ویدئوی آموزشی درباره حیوانات، والد میتواند از کودک سؤال کند: «این چه حیوانی بود؟» یا درباره رنگ و صدای آن صحبت کند. به این ترتیب، صفحه نمایش از یک فعالیت منفعل به فرصتی برای گفتوگو تبدیل میشود.
برای ارزیابی میزان استفاده کودک، فقط زمان صفحه نمایش را نشمارید. بررسی کنید آیا تکنولوژی جای موارد زیر را گرفته است یا نه:
خواب کافی، بازی آزاد، فعالیت بدنی، کتاب خواندن، وعدههای غذایی خانوادگی، ارتباط با والدین و بازی با همسالان.
AAP نیز در رویکرد جدید خود مفهوم «جایگزین شدن» یا crowding out را مهم میداند؛ یعنی مسئله زمانی جدیتر میشود که رسانه فرصت خواب، حرکت، مطالعه، بازی و ارتباط خانوادگی را کنار بزند.
زمان و مکان استفاده از موبایل، تبلت یا تلویزیون را مشخص کنید. قانونها باید متناسب با سن کودک و قابل اجرا باشند.
وعدههای غذایی میتوانند فرصتی برای صحبت کردن و تعامل خانوادگی باشند. بهتر است تلویزیون و موبایل در این زمان کنار گذاشته شوند.
این کار به ایجاد مرز مشخص میان زمان استفاده از تکنولوژی و زمان خواب کمک میکند.
بهجای بازی هیجانانگیز یا تماشای ویدئو، کتاب خواندن، قصه گفتن و گفتوگوی آرام را وارد برنامه شبانه کنید.
سن کودک، کیفیت محتوا و هدف استفاده از رسانه را در نظر بگیرید.
برای کودکان کمسن، تماشای مشترک و صحبت کردن درباره محتوا بسیار بهتر از رها کردن کودک در مقابل صفحه نمایش است.
اگر هر بار کودک ناراحت میشود، گوشی یا تبلت تنها راه آرام کردن او باشد، ممکن است فرصت کمتری برای یادگیری سایر روشهای تنظیم هیجان پیدا کند. بهتر است در کنار رسانه از بغل کردن، صحبت کردن، بازی، موسیقی، حرکت و فعالیتهای آرام دیگر نیز استفاده شود.
اگر کودک بهطور مداوم برای خواب، غذا خوردن، بازی یا آرام شدن فقط به صفحه نمایش وابسته است، تنظیم استفاده از رسانه دشوار شده یا کودک هنگام پایان دادن به آن واکنشهای شدید و تکرارشونده نشان میدهد، بهتر است الگوی مصرف رسانه بررسی شود.
همچنین اگر کودک همزمان دچار مشکلات خواب، افت عملکرد مدرسه، مشکلات توجه، کاهش تعامل اجتماعی یا نگرانی درباره رشد زبان باشد، بهتر است موضوع فقط به تکنولوژی نسبت داده نشود و در صورت نیاز با پزشک کودک یا متخصص مربوطه مطرح شود.
تکنولوژی بهطور کلی مضر یا مفید مطلق نیست. اثر آن به سن کودک، نوع محتوا، مدت استفاده، همراهی والدین و اینکه صفحه نمایش چه فعالیتهایی را جایگزین میکند بستگی دارد.
استفاده بیشتر از صفحه نمایش در برخی مطالعات با مهارت زبانی پایینتر ارتباط داشته است، اما نمیتوان گفت موبایل بهطور مستقیم و در همه کودکان باعث تأخیر گفتار میشود. کاهش تعامل مستقیم با والدین یکی از عواملی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
برخی مطالعات میان میزان تماشای تلویزیون و تفاوتهایی در شاخصهای ساختار مغز ارتباط پیدا کردهاند، اما این نتایج به معنی اثبات آسیب مستقیم و قطعی مغز نیستند. برای تفسیر این یافتهها باید نوع مطالعه و سایر عوامل مؤثر را در نظر گرفت.
شواهد نشان نمیدهند که گوشی علت مستقیم ADHD باشد. بین استفاده از رسانه و بعضی مشکلات توجه یا رفتار ارتباطهایی گزارش شده، اما این رابطه میتواند پیچیده و دوطرفه باشد.
برای کودکان زیر ۵ سال، WHO محدودیتهای مشخصی دارد و برای کودکان ۲ تا ۴ سال حداکثر یک ساعت در روز و کمتر بودن آن را توصیه میکند. برای کودکان بزرگتر، AAP بر تنظیم شخصیسازیشده بر اساس سن، کیفیت محتوا و تأثیر رسانه بر خواب، فعالیت بدنی، مدرسه و روابط تأکید دارد.
خیر. هدف، حذف کامل تکنولوژی نیست. استفاده هدفمند و متناسب با سن میتواند بخشی از زندگی کودک باشد، به شرطی که جای فعالیتهای ضروری رشد را نگیرد.
بهتر است تلویزیون و سایر صفحه نمایشها در فضای خواب کودک قرار نگیرند. استفاده از صفحه نمایش نزدیک زمان خواب میتواند با خواب کوتاهتر یا دیرتر خوابیدن ارتباط داشته باشد.
بله، توجه والدین بخش مهمی از تعامل کودک است. استفاده مکرر والد از موبایل در زمان بازی، غذا یا گفتوگو میتواند تعامل مستقیم را کاهش دهد؛ بنابراین والدین نیز باید در خانواده الگوی مناسبی برای استفاده از تکنولوژی باشند.
تاثیر تکنولوژی بر کودکان یک موضوع پیچیده است و نمیتوان آن را به «خوب» یا «بد» بودن صفحه نمایش محدود کرد. پژوهشها نشان میدهند که استفاده زیاد، محتوای نامناسب و استفادهای که خواب، بازی، فعالیت بدنی، کتاب خواندن و تعامل خانوادگی را کنار میزند، میتواند با پیامدهای نامطلوبی در زمینههایی مانند زبان، خواب، رفتار و رشد اجتماعی همراه باشد.
از سوی دیگر، محتوای باکیفیت و متناسب با سن، استفاده هدفمند و همراهی والدین میتواند تجربه دیجیتال مناسبتری ایجاد کند.
همچنین مهم است که ادعاهای اغراقآمیز مانند «تکنولوژی مانند مواد مخدر است»، «موبایل مغز کودک را تخریب میکند» یا «گوشی مستقیماً باعث ADHD میشود» بدون توجه به شواهد علمی مطرح نشوند.
بهترین رویکرد برای خانوادهها، ایجاد تعادل است: خواب کافی، فعالیت بدنی، بازی، مطالعه و ارتباط با والدین باید در اولویت قرار داشته باشند و تکنولوژی در جایگاهی قرار بگیرد که از رشد کودک حمایت کند، نه اینکه جای تجربههای اصلی دوران کودکی را بگیرد.
World Health Organization – To Grow Up Healthy, Children Need to Sit Less and Play More
تاریخ آخرین بهروزرسانی: ۵ مهر ۱۴۰۵ (۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶)