اصطلاح پزشکی Faltering Weight یا «عدم افزایش وزن کافی» زمانی به کار میرود که وزنگیری کودک کمتر از انتظار باشد، وزن او کاهش پیدا کند یا روند قرار گرفتن وزن، وزن نسبت به طول/قد یا شاخص توده بدنی در نمودار رشد به شکل قابل توجهی افت کند. راهنمای جدید آکادمی اطفال آمریکا (AAP) و انجمن آمریکای شمالی گوارش، کبد و تغذیه کودکان (NASPGHAN) در سال ۲۰۲۶ توصیه میکند به جای اصطلاح قدیمی «Failure to Thrive» از اصطلاح Faltering Weight استفاده شود.
کموزنی یا عدم افزایش وزن کافی همیشه به معنای سوءتغذیه شدید یا وجود یک بیماری جدی نیست. با این حال، اگر کودک برای مدتی طولانی انرژی و مواد مغذی کافی دریافت نکند، یا یک بیماری زمینهای باعث اختلال در دریافت، هضم، جذب یا مصرف انرژی شود، ممکن است رشد وزن و در موارد شدیدتر رشد قد نیز تحت تأثیر قرار گیرد.
وزن یک کودک را نمیتوان فقط با مقایسه با وزن یک کودک دیگر یا با یک عدد ثابت برای سن او ارزیابی کرد. پزشک وزن، طول یا قد و در سالهای ابتدایی زندگی دور سر را در طول زمان اندازهگیری و روی نمودار رشد ثبت میکند.
برای کودکان از تولد تا ۲ سالگی، استانداردهای رشد سازمان جهانی بهداشت برای شاخصهایی مانند وزن نسبت به سن، طول نسبت به سن و وزن نسبت به طول کاربرد دارند. بعد از ۲ سالگی، شاخصهایی مانند BMI نسبت به سن نیز در ارزیابی رشد استفاده میشوند.
بنابراین، قرار گرفتن کودک در یک صدک پایین به تنهایی به معنی وجود بیماری نیست. روند رشد در طول زمان و تغییرات آن اهمیت زیادی دارد. پزشک ممکن است زمانی به عدم افزایش وزن کافی مشکوک شود که وزن کودک نسبت به طول/قد یا BMI زیر حدود صدک پنجم باشد، سرعت افزایش وزن در کودک زیر ۲ سال به شکل قابل توجهی پایین باشد یا روند وزن، وزن نسبت به طول/قد یا BMI به اندازه قابل توجهی کاهش پیدا کرده باشد.
علت وزنگیری ناکافی را میتوان به طور کلی در چند گروه بررسی کرد. برخی کودکان تنها یک عامل دارند و در برخی دیگر، چند عامل همزمان وجود دارد.
بیماریهای مختلف میتوانند باعث شوند کودک غذای کافی دریافت نکند، مواد مغذی را به خوبی جذب نکند یا برای تأمین نیازهای بدن انرژی بیشتری مصرف کند.
عفونتهای شدید یا طولانیمدت میتوانند باعث کاهش اشتها، افزایش نیازهای انرژی یا کاهش وزن شوند. بیماریهای تنفسی، عفونتهای گوارشی و برخی عفونتهای ادراری از جمله بیماریهایی هستند که بسته به شدت و مدت میتوانند بر دریافت غذا و وزن کودک اثر بگذارند.
در نوزادان، مشکلات مکیدن، بلع یا گرفتن مناسب پستان میتواند مقدار شیر دریافتی را کاهش دهد. مشکلاتی مانند شکاف کام، اختلالات دهانی ـ حرکتی یا مشکلات عصبی نیز ممکن است بر توانایی تغذیه اثر بگذارند.
همچنین در نوزاد شیرخوار، اتصال نامناسب به پستان یا انتقال ناکافی شیر میتواند باعث وزنگیری ناکافی شود. در چنین شرایطی بررسی شیردهی توسط پزشک یا مشاور شیردهی میتواند مفید باشد.
برخی بیماریهای قلبی یا ریوی ممکن است نیاز بدن به انرژی را افزایش دهند یا باعث خستگی و دشواری هنگام شیر خوردن شوند. در نوزادان مبتلا به بعضی بیماریهای قلبی، علائمی مانند مشکل در تغذیه، تنفس سریع و وزنگیری ضعیف ممکن است دیده شود.
بیماریهایی مانند بیماری سلیاک، بعضی بیماریهای التهابی روده، مشکلات پانکراس یا سایر اختلالاتی که جذب مواد مغذی را مختل میکنند، میتوانند باعث کاهش وزن یا اختلال رشد شوند.
کودکی که هنگام خوردن غذا مرتباً سرفه میکند، دچار خفگی یا گیر کردن غذا میشود یا نمیتواند غذا را به خوبی در دهان کنترل کند، ممکن است دچار مشکل تغذیه یا بلع باشد. در صورت وجود چنین علائمی، ارزیابی تخصصی اهمیت دارد. راهنمای AAP در سال ۲۰۲۶ نیز برای کودکان دارای اختلالات تغذیهای مستند، ارزیابی و درمان تخصصی مشکلات تغذیه را توصیه میکند.
نوزادان نارس ممکن است الگوی رشد متفاوتی نسبت به نوزادان متولدشده در موعد داشته باشند و هنگام ارزیابی رشد، سن اصلاحشده آنها نیز مورد توجه قرار گیرد. این موضوع بهخصوص در سالهای ابتدایی زندگی اهمیت دارد.
در بسیاری از کودکانی که وزنگیری کافی ندارند، مشکل اصلی مربوط به مقدار یا نحوه دریافت انرژی و مواد مغذی است. این مسئله میتواند به دلایل مختلفی اتفاق بیفتد و نباید همیشه والدین را مقصر دانست.
کودک ممکن است به دلیل بیاشتهایی، دشواری تغذیه، محدودیت غذایی، مشکلات بلع یا دریافت ناکافی وعدهها، انرژی کافی دریافت نکند.
در شش ماه نخست، شیر مادر منبع اصلی تغذیه نوزاد است و شیردهی باید بر اساس نشانههای گرسنگی کودک انجام شود. بیشتر نوزادان شیرخوار در این دوره حدود ۸ تا ۱۲ بار در شبانهروز شیر میخورند، اما تعداد دفعات برای همه نوزادان یکسان نیست.
از حدود ۶ ماهگی، نیاز کودک به انرژی و مواد مغذی افزایش پیدا میکند و باید در کنار ادامه شیردهی، غذاهای کمکی مناسب، ایمن و متنوع وارد برنامه غذایی او شوند. WHO توصیه میکند شیردهی همراه با غذای کمکی تا ۲ سالگی یا بیشتر، در صورت تمایل مادر و کودک، ادامه پیدا کند.
بنابراین، این تصور که «شیر مادر در نیمه دوم سال بیکیفیت یا بیارزش میشود» درست نیست. شیر مادر همچنان ارزش تغذیهای دارد، اما بعد از حدود ۶ ماهگی به تنهایی تمام نیازهای رو به افزایش کودک را تأمین نمیکند و غذاهای کمکی باید اضافه شوند.
پس از ۶ ماهگی، باید به تدریج تنوع و مقدار غذا افزایش پیدا کند. غذاهای غنی از مواد مغذی مانند تخممرغ، گوشت، حبوبات، لبنیات مناسب سن، غلات، سبزیجات و میوهها میتوانند بخشی از رژیم کودک باشند. مقدار و نوع غذا باید با سن و توانایی کودک هماهنگ شود.
اجبار، تهدید یا مجبور کردن کودک به تمام کردن غذا میتواند تجربه غذا خوردن را منفی کند. AAP در راهنمای جدید خود بر اهمیت تغذیه مناسب و در عین حال پرهیز از force-feeding یا غذا دادن اجباری تأکید کرده است.
بهتر است والد غذای مغذی و مناسب را ارائه کند و کودک تا حد امکان بتواند مقدار خوردن خود را بر اساس نشانههای گرسنگی و سیری تنظیم کند.
کودکانی که در تمام طول روز به صورت مداوم چیزی میخورند یا مقدار زیادی شیر، آبمیوه یا نوشیدنی دریافت میکنند، ممکن است در زمان وعده اصلی اشتهای کافی نداشته باشند. AAP توصیه میکند وعدهها و میانوعدهها ساختار مشخص داشته باشند و از «ریزهخواری مداوم» یا grazing جلوگیری شود.
بعد از ۶ ماهگی، شیر مادر همچنان غذای ارزشمندی است اما به تنهایی برای تأمین تمام نیازهای تغذیهای کودک کافی نیست. به همین دلیل باید غذای کمکی مناسب به آن اضافه شود، نه اینکه الزاماً شیردهی متوقف شود.
اگر کودک از شیر مادر تغذیه میکند اما وزنگیری او مناسب نیست، نباید بدون بررسی علت، فوراً فرض کرد که «شیر مادر کم است» یا به کودک شیرخشک اضافه کرد. ابتدا باید وضعیت شیردهی، گرفتن پستان، تعداد دفعات تغذیه، انتقال شیر، رشد کودک و علل احتمالی پزشکی بررسی شود.
در بعضی نوزادان، پزشک یا متخصص تغذیه ممکن است برای افزایش تراکم انرژی شیر، استفاده از شیر مادر تغلیظشده یا شیرخشک با کالری بالاتر را پیشنهاد کند. این کار باید دقیقاً طبق برنامه متخصص انجام شود و نباید والدین خودسرانه پودر شیرخشک بیشتری به شیر مادر اضافه کنند.
تنها نگاه کردن به ظاهر کودک معیار قابل اعتمادی برای تشخیص کموزنی نیست.
مشاهده دندهها، اندازه لباس یا اشتهای کودک به تنهایی نمیتواند مشخص کند که کودک دچار عدم افزایش وزن کافی است. مهمترین ابزار، اندازهگیری دقیق و پیگیری روند رشد در طول زمان است.
پزشک هنگام ارزیابی ممکن است موارد زیر را بررسی کند:
راهنمای AAP در سال ۲۰۲۶ تأکید میکند که ارزیابی باید یک ارزیابی جامع از کودک باشد و صرفاً بر یک عدد از نمودار رشد متکی نباشد.
اگر وزن کودک در چند نوبت متوالی افزایش مناسبی نداشته باشد، وزن او کاهش یابد، روند وزن نسبت به طول یا قد افت کند یا همراه با مشکل وزنگیری علائم دیگری وجود داشته باشد، لازم است با پزشک مشورت شود.
همچنین وجود هر یک از موارد زیر اهمیت بیشتری دارد:
خستگی هنگام شیر خوردن، شیر خوردن بسیار طولانی، ناتوانی در مکیدن یا امتناع مکرر از غذا باید بررسی شود.
استفراغ مکرر، اسهال طولانیمدت یا مدفوع غیرطبیعی میتواند با دریافت ناکافی یا اختلال جذب مواد مغذی ارتباط داشته باشد.
این علائم ممکن است نشاندهنده اختلال تغذیه یا بلع باشند و نیاز به ارزیابی تخصصی دارند.
کاهش وزن واضح در کودک، بهخصوص زمانی که بدون علت مشخص باشد، نیازمند بررسی پزشکی است.
اگر علاوه بر وزن، قد یا سایر شاخصهای رشد نیز تحت تأثیر قرار گرفته باشند، بررسی دقیقتر اهمیت بیشتری پیدا میکند.
تنگی نفس، خستگی شدید، تبهای مکرر، اسهال مزمن، خون در مدفوع، استفراغ مکرر یا سایر علائم مزمن میتوانند پزشک را به سمت بررسی بیماری زمینهای هدایت کنند.
پزشک ابتدا شرح حال کاملی از کودک میگیرد و روند رشد قبلی او را بررسی میکند. سپس معاینه جسمی، ارزیابی تغذیه و در صورت نیاز ارزیابی تکاملی انجام میشود.
ممکن است از والدین درباره نوع شیر، تعداد دفعات تغذیه، مقدار تقریبی شیر یا غذا، مدت هر وعده، رفتار کودک هنگام غذا خوردن، استفراغ، مدفوع و میانوعدهها سؤال شود.
در برخی موارد، ثبت غذاهای مصرفی کودک برای چند روز میتواند اطلاعات مفیدی ارائه کند. AAP نیز نگهداری food journal یا دفتر ثبت غذا را در برخی برنامههای تغذیهای پیشنهاد میکند.
قد، وزن، وزن نسبت به طول یا BMI، روند رشد و وضعیت عمومی کودک بررسی میشوند.
خیر. بر اساس راهنمای AAP در سال ۲۰۲۶، در کودکی که علائم یا یافته مشخصی برای یک بیماری خاص ندارد، انجام مجموعه بزرگی از آزمایشهای آزمایشگاهی یا تصویربرداری به صورت روتین در ارزیابی اولیه توصیه نمیشود. آزمایشها باید بر اساس شرح حال و یافتههای معاینه هدفمند انتخاب شوند.
در صورت وجود نشانههای خاص، پزشک ممکن است آزمایش خون، آزمایش مدفوع، بررسی سلیاک یا سایر آزمایشها و تصویربرداریها را درخواست کند.
هدف درمان فقط «بالا بردن عدد وزن» نیست؛ بلکه باید رشد سالم و دریافت کافی انرژی و مواد مغذی تأمین و علت زمینهای، در صورت وجود، درمان شود.
در کودکانی که واقعاً دچار عدم افزایش وزن کافی هستند، افزایش انرژی دریافتی میتواند بخشی از برنامه درمانی باشد. این افزایش باید بر اساس سن، وضعیت رشد و نیازهای کودک انجام شود.
برای مثال، متخصص تغذیه ممکن است به جای افزایش حجم زیاد غذا، غذاهایی با تراکم انرژی و مواد مغذی بالاتر را پیشنهاد کند.
در کودکان بزرگتر، داشتن وعدههای اصلی و میانوعدههای منظم میتواند به دریافت کافی غذا کمک کند.
برای بسیاری از کودکان، سه وعده اصلی و دو تا سه میانوعده سالم الگوی مناسبی است؛ البته تعداد دقیق وعدهها باید بر اساس سن، اشتها و شرایط کودک تنظیم شود. مهم این است که کودک دائماً در حال خوردن یا نوشیدن نباشد و بین وعدهها فرصت احساس گرسنگی داشته باشد.
در کودکی که به اندازه کافی وزن اضافه نمیکند، متخصص تغذیه ممکن است از غذاهایی مانند تخممرغ، ماست و پنیر مناسب سن، حبوبات، گوشت، آووکادو، کره مغزها در شکل ایمن و متناسب با سن و سایر غذاهای مغذی استفاده کند.
افزایش کالری نباید به معنی مصرف زیاد خوراکیهای بسیار شیرین، نوشابه، آبمیوه یا غذاهای کمارزش غذایی باشد.
در بعضی کودکان، مکملهای خوراکی پرانرژی یا فرمولهای با انرژی بیشتر ممکن است تحت نظر تیم درمانی استفاده شوند. راهنمای AAP در سال ۲۰۲۶ این گزینه را برای برخی کودکان مبتلا به عدم افزایش وزن کافی قابل بررسی میداند، اما به دلیل احتمال عوارضی مانند افزایش وزن بیش از حد یا کاهش اشتهای کودک در وعدههای اصلی، استفاده از آنها باید فردی و تحت پیگیری باشد.
برای نوزادانی که شیر مادر دریافت نمیکنند یا نیاز به مکمل دارند، شیرخشک مخصوص نوزاد باید متناسب با سن و شرایط کودک استفاده شود.
شیرهای گیاهی مانند شیر بادام، برنج، جو دوسر یا نارگیل جایگزین مناسبی برای شیر مادر یا شیرخشک در نوزاد زیر ۱۲ ماه نیستند. بعد از ۱۲ ماهگی نیز همه نوشیدنیهای گیاهی از نظر پروتئین، انرژی و مواد مغذی با شیر گاو یا شیر سویای غنیشده یکسان نیستند. AAP شیر سویای غنیشده را از نظر تغذیهای گزینه قابل قبولتری میداند، در حالی که بسیاری از انواع دیگر شیرهای گیاهی پروتئین و کالری کمتری دارند.
بنابراین، در کودک کموزن نباید صرفاً به دلیل «طبیعی بودن» یک نوشیدنی گیاهی، آن را جایگزین شیر یا منبع اصلی تغذیه کرد.
والد بهتر است غذاهای سالم و متنوع را در زمان مناسب ارائه کند و کودک را برای خوردن مقدار مشخصی تحت فشار نگذارد. ایجاد تجربه مثبت از غذا خوردن اهمیت زیادی دارد.
خوردن مداوم خوراکی یا نوشیدنی در طول روز میتواند اشتهای کودک را برای وعدههای اصلی کاهش دهد. وعدهها و میانوعدهها بهتر است برنامه مشخص داشته باشند.
اگر کودک غذایی را رد کرد، میتوان آن غذا را در زمانهای دیگر یا به شکل متفاوتی دوباره ارائه کرد. غذاهای مختلف، در صورت مناسب بودن برای کودک، بارها و در شکلهای مختلف ارائه شوند تا پذیرش آنها افزایش یابد.
مصرف زیاد شیر، آبمیوه یا سایر نوشیدنیها میتواند اشتهای کودک برای غذاهای جامد را کاهش دهد. نوع و مقدار نوشیدنی باید متناسب با سن کودک باشد.
به جای وزن کردن روزانه کودک در خانه و نگرانی درباره تغییرات کوچک، روند رشد را در ویزیتهای منظم و روی نمودار رشد پیگیری کنید. اندازهگیری دقیق و تکرارشونده برای ارزیابی رشد ضروری است.
کمبود طولانیمدت انرژی و مواد مغذی میتواند به رشد جسمی و در موارد شدید یا طولانیمدت به رشد و تکامل کودک آسیب بزند. با این حال، نمیتوان گفت هر کودک کموزن حتماً دچار مشکل یادگیری خواهد شد.
به همین دلیل، تشخیص زودهنگام و درمان علت زمینهای اهمیت دارد. هدف درمان، بازگرداندن کودک به روند رشد سالم و حمایت از رشد جسمی و تکاملی اوست.
مهمترین معیار، روند وزن و سایر اندازههای بدن روی نمودار رشد است، نه ظاهر نوزاد یا مقایسه او با کودکان دیگر. کاهش روند وزن، سرعت پایین افزایش وزن یا قرار گرفتن وزن نسبت به طول در محدوده بسیار پایین میتواند نیازمند بررسی باشد.
نه لزوماً. بعضی کودکان به طور طبیعی در صدکهای پایین رشد میکنند و تا زمانی که روند رشدشان پایدار باشد، ممکن است کاملاً سالم باشند. پزشک تغییرات وزن، قد یا طول و سایر شاخصهای رشد را در طول زمان بررسی میکند.
شیر مادر بعد از ۶ ماهگی همچنان ارزش تغذیهای دارد، اما از این سن به بعد نیاز کودک به انرژی و مواد مغذی افزایش مییابد؛ بنابراین باید غذای کمکی مناسب در کنار شیردهی اضافه شود. شیردهی میتواند تا ۲ سالگی یا بیشتر ادامه پیدا کند.
خیر. فشار دادن یا مجبور کردن کودک به غذا خوردن توصیه نمیشود. بهتر است والد غذای سالم و مناسب را در زمان مشخص ارائه کند و کودک فرصت داشته باشد تا حد امکان میزان مصرف خود را بر اساس گرسنگی و سیری تنظیم کند.
خیر. ابتدا باید علت وزنگیری ناکافی مشخص شود. اگر مشکل مربوط به شیردهی باشد، اصلاح وضعیت و گرفتن پستان یا سایر مشکلات تغذیه ممکن است کمک کند. در بعضی نوزادان، پزشک ممکن است مکمل یا شیرخشک با تراکم انرژی بالاتر را توصیه کند، اما تصمیم باید فردی و تحت نظر پزشک یا متخصص تغذیه باشد.
خیر. نوشیدنیهای گیاهی مانند شیر بادام، برنج یا جو دوسر نباید در نوزاد زیر ۱۲ ماه جایگزین شیر مادر یا شیرخشک شوند. بعد از ۱۲ ماهگی نیز انتخاب نوع شیر گیاهی باید با توجه به نیازهای تغذیهای کودک انجام شود؛ شیر سویای غنیشده از نظر تغذیهای گزینه مناسبتری نسبت به بسیاری از انواع دیگر محسوب میشود.
مشکلات تغذیه، بیماریهای گوارشی و اختلال جذب، بیماریهای قلبی یا ریوی، برخی عفونتها، مشکلات بلع و بعضی بیماریهای مزمن میتوانند در وزنگیری ناکافی نقش داشته باشند. در بسیاری از کودکان، عوامل تغذیهای و پزشکی نیز ممکن است همزمان وجود داشته باشند.
اگر کودک دچار کاهش وزن واضح، ناتوانی در خوردن یا نوشیدن، مشکل تنفسی، استفراغ مکرر، اسهال شدید یا مداوم، نشانههای کمآبی، مشکل بلع یا خفگی هنگام تغذیه، بیحالی شدید یا سایر علائم قابل توجه باشد، باید سریع توسط پزشک ارزیابی شود.
عدم افزایش وزن کافی در نوزادان و کودکان به این معنی نیست که هر کودک با جثه کوچک یا وزن پایین بیمار است. مهمترین موضوع، بررسی روند رشد کودک در طول زمان و توجه به وزن، قد یا طول و سایر شاخصهای رشد در نمودارهای استاندارد است.
علل وزنگیری ناکافی میتوانند شامل دریافت ناکافی غذا، مشکلات شیردهی و تغذیه، اختلال بلع، بیماریهای گوارشی و اختلال جذب، بیماریهای قلبی یا ریوی، عفونتها و برخی بیماریهای مزمن باشند. در بسیاری از موارد نیز چند عامل همزمان در وزنگیری کودک نقش دارند.
درمان بر اساس علت انجام میشود و ممکن است شامل اصلاح شیوه تغذیه، افزایش مناسب انرژی رژیم غذایی، درمان مشکلات تغذیه، استفاده از مکملهای خوراکی یا فرمولهای با انرژی بیشتر و درمان بیماری زمینهای باشد. افزایش وزن باید تدریجی، هدفمند و تحت نظر پزشک یا متخصص تغذیه انجام شود و نباید با غذا دادن اجباری یا استفاده خودسرانه از شیرخشک و مکملها دنبال شود.
برای نوزادان، شیر مادر یا شیرخشک مناسب سن همچنان پایه تغذیه است و از حدود ۶ ماهگی باید غذای کمکی ایمن و مغذی در کنار شیردهی آغاز شود. شیرهای گیاهی نیز در سال اول زندگی جایگزین شیر مادر یا شیرخشک نیستند.
در نهایت، کاهش وزن، توقف یا افت قابل توجه روند رشد، مشکلات تغذیه و بلع، استفراغ یا اسهال مداوم و علائم بیماری زمینهای نیازمند بررسی پزشکی هستند تا علت اصلی مشخص و درمان مناسب آغاز شود.
American Academy of Pediatrics – Faltering Weight in Children: Parent FAQs
American Academy of Pediatrics – Dietary Guidance for Faltering Weight
CDC – What Growth Charts Are Recommended?
CDC – Using WHO Growth Standard Charts
تاریخ آخرین بهروزرسانی: ۴ مهر ۱۴۰۵ (۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶)